مگر چه تعداد گروه فعال در زمینه حرکات موزون و نمایش های موزیکال داریم؟ خیلی کم. بانو فرزانه کابلی و آقایان نادر رجب زاده، محسن حسینی، اصغر ماسوله، سعید داخ، محسن گودرزی و چند نفر دیگر، که هرازگاهی و آن هم در دل نمایش های دیگر، حرکات موزون طراحی می کنند. یا هنرمندانی مثل احسان رحیمی، که در شاهین شهر اصفهان کار می کرد و یکی از بهترین ها بود و اکنون در بلژیک ساکن است. در زمینه موزیکال هم نداریم مگر بهروز غریب پور که اپراهای عروسکی را می گرداند و جوانی به نام افق ایرجی که در اراک فعالیت می کند. برای همین، جشنواره تئاتر فجر فرصتی برای نقد وضعیت هنرهای نمایشی مان است تا بتوان به همین انگیزه برنامه های درازمدت برای تقویت آن در نظر گرفت. 
 
  
"کافه باله" را دوست داریم، چون کمتر شاهد چنین گونه نمایشی هستیم. یک گروه جوان، که مطمئنا ممتاز هم نیستند، اما در جهان خود را شناسانده اند و کار می کنند. آن ها متکی بر حرکات موزون مدرن و کلاسیک اند، باله را می شناسند و از پانتومیم و ژیمناستیک هم غفلت نمی کنند. برای آنکه جاذبه اولیه را ایجاد کنند، سعی می کنند وضعیت را نمایشی کنند؛ یعنی داستانی برای موقعیت تعریف کنند. یک کافه که صبح هنگام باز می شود. کافه چی در حال مرتب کردن و تمیز کردن است و از آن سو، بیرون از مغازه هوا بارانی است و همه بارانی بر تن کرده اند و به همین خاطر چتری هم در میان نیست. کافه چی متوجه گرامافون کهنه و خاک گرفته می شود و این خود یک آغاز است، برای اینکه روال معمول کافه بشکند و مشتری ها فقط برای نوشیدن و خستگی در کردن پا به کافه نگذارند، بلکه تحرکی هم داشته باشند. چه بهتر اینکه جست و خیز کنند و از در و دیوار و پیشخوان و صندلی ها بالا و پایین بپرند. 
"کافه باله" محتوایی ندارد، چون پرسش بنیادینی دارد؛ یعنی نمی خواهد تفکری را در میان بگذارد، بلکه هدف اصلی لذت بردن و خندان تماشاگران است. این هم به نوبه خود بد نیست و باید قدر این لحظات را بدانیم، زیرا یکی از جنبه های درمانی تئاتر، همین بازخورد لذت جویانه اش است. چنانچه بزرگان تئاتر، مانند برشت و بروک اصل لذت را از موارد و ارکان بنیادین ارتباط گرفتن با تئاتر تلقی کرده اند. برشت تئاتر را در قیاس با فوتبال، هنری هیجانی و مفرح می داند و بروک تاکید می کند، حتما توجه تماشاگر را جلب کنید وگرنه مشکل از گروه است تا تماشاگران. به همین خاطر گروه فرانسوی موفق است، چون فرصت پلک زدن از ما را می گیرد با آنکه مفهومی را هم القا نمی کند. 
 
  
 
"کافه باله" را باید دید و فراموش کرد. البته ناخواسته این اتفاق می افتد، چون در پس و پیش این نوع آثار نمایشی چیزی نیست و واقعا لازم هم نیست که حتما چیزی باشد یا نباشد، زیرا این آثار می خواهند روحیه جامعه را عوض کنند و به قول معروف خستگی و کسالت را از زندگی روزمره و درگیری با کار و مشکلات از تن تماشاگران بیرون بیاورند. بنابراین وجودشان همانند آثار متفکرانه، لازم و ضروری است و حتی تماشاگران روشنفکر هم مثل عوام ضرورتا باید از این نوع آثار استقبال کنند، چون تغییر روحیه، امکان بهتری برای زیستن فراهم می کند. 
"کافه باله" نمایشی است که همه را در برمی گیرد، چون حرکات موزون، پانتومیم، باله، زبان و بیان همگانی دارد و در تمام دنیا قابل درک، دریافت و در کل لذت بخش است. ساختار اثر در همین تنوع حرکات پیش می رود و البته هر لحظه انگیزه های ساده نمایشی هم دارد. مثلا دستگاه گرامافون با صداهای خش دار، سکوت محض فضا را می شکند و این خود در برگیرنده کنش و واکنشی است که به صورت حرکات موزون  تداعی خواهد شد.
"کافه باله" نمایشی است صرفا سرگرم کننده و اتکای اجرای آن بر بدن بازیگران است؛ بازیگرانی که باید با خلاقیت فردی و هماهنگی گروهی در صحنه جاذبه های دیداری را بیشتر و بیشتر کنند، زیرا یک لحظه غفلت و لغزیدن، گروه را با شکست مواجه می کند. البته گروه خسته اند و در اجراهای اول با خطاها، لغزش ها و ناهماهنگی هایی رو به رو می شوند. طبیعی است، چون نمایش، روالش بر انرژی زیاد و داشتن بدن های نرم و منعطف است. کمی ناهماهنگی، طبیعی است، زیرا بدن ها نمی توانند با هم همسویی ایجاد کنند و حتی ناکوک بودن یک تن هم به تنهایی این اقیانوس را با جزر و مد مواجه می کند. البته در اینجا چندان هم ویرانگر نیست و گروه با تکیه بر بضاعت فردی، پیش برنده ماجرا خواهد شد.  
"کافه باله" با استقبال رو به رو می شود، چون همین لحظات هم برایمان کفایت می کنند و واقعا خستگی از تن مان بیرون می رود. مگر می شود این همه به هنرهای نمایشی اهمیت داد؟ پاسخ مثبت است، چون انسان نیاز به انواع هنرهای نمایشی دارد و هر کدام کارکرد و کاربرد خاص خود را دارند. برای همین ضرورت تولید و اجرای نمایش های متکی بر حرکت و آواز بیش از پیش احساس می شود و باید در این زمینه هم اتفاقات بایسته تری تدارک دیده شود.  

"رضا آشفته"
 "ایران تئاتر"


برچسب‌ها: اخبار فرهنگی, تئاتر
+ تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:27 نويسنده عاطفه (مسئول بخش اخبار فرهنگی- هنری) |