
به آخرین گلبرگ و در غروب چه میگویند
وقتی که قوس شانهها
هنوز باقیست
یا گریهها را چه کسی میکارد
و بر رودها نام مناسب بگذارد
از پوست صورتها چه اندازه میتوان
به دنیایی که به زیر خود دارند
راه یافت
مثل چیزهایی که در یک روز تعطیل
قابل پیشبینی هستند و نیستند
در تعادل خود چه دست و نگاهی
بر آنچه نشان تفاوتهاست
خط میکشد
که تنها از من نیست که بد میگوید
از فرط ناچاری
کسی از مردگان یک مزار کم دارد
فقط
"هرمز علی پور"
کتاب: بال برف"
برچسبها: شعر معاصر فارسی, معرفی کتاب